"یک ترس تمام عیار"

نگاهی به فیلم عیار ١۴ به بهانه پخش از شبکه خانگی

ترس بیرونی‌ترین وجه افشاکنندگی و از کاربست‌ترین وجوه رفتاری- بیولوژیکی هر موجود زنده در قبال خطر و احساس به مخاطره افتادن موقعیت کنونی در برابر تهدید‌های محیطی یا محاطی به حساب می‌آید. ترس از دست دادن ثروت، شغل و... آدمی را به شکل پایان‌ناپذیری درگیر زنجیره حصارکشی به عنوان راهکاری برای مصونیت از آسیب‌دیدگی یا سرپیچی (عامل ایمنی) و ایجاب ثبات خطی- فرضی می‌کند.                                            روانکاوان معتقدند فقط کسی می‌تواند از پس هراس خود بربیاید که قبلاً مغلوب هراس خود شده باشد و به این علت بر ترس خود غالب می‌شود که ترس او را پیشاپیش ویران ساخته باشد.از این رو عیار 14 را می‌توان کشمکشی درونی بین دو وجه غلبه بر ترس و مغلوب شدن در برابر ترس شخصیت اصلی فیلم یا به عبارتی ضدقهرمان فیلم- از این رو که در نهایت مغلوب ترس خود می‌شود- به حساب آورد. چیزی که فیلم را برجسته می‌کند خونسردی زیرکانه در روایت وجوه مختلف ترس شخصیت اصلی، فرید- با بازی محمدرضا فروتن- است. به عبارتی ساختار به سمت یک روایت هراس‌آور کشیده نمی‌شود و مولف آگاهانه ترس را به خدمت می‌گیرد تا فیلم خود را جزء به جزء به واسطه آن روایت کند و اجازه نمی‌دهد ترس به دلیل وجه ذاتی- غریزی چیر‌گی‌اش بر فیلم غالب شود. این زیرکی از آنجا نشات می‌گیرد که کارگردان از لودگی ترسناک فیلم‌هایی که در این ژانر در داخل ساخته می‌شود کاملاً آگاه است. به علاوه، تلاش در جهت تعریف تازه‌ای از ترس و دوری از ارجاع‌های کلیشه‌ای ترس، فیلم را تا حدی خودبسنده می‌کند و سعی در به مالکیت درآوردن قواعد بازی به سمت و سوی خود دارد.

فرید صاحب طلافروشی، سارقی را چند سال پیش به دلیل طلاهای سرقتی معرفی و روانه زندان کرده بود، اکنون با آزادی سارق از زندان از ترس انتقام سعی در فرار از دست سارق و مخفی کردن خود دارد که در نهایت خود مغلوب ترس خود می‌شود و در تصادفی دیگر جان می‌بازد. در این تعریف چندخطی از فیلم و همچنین در طول فیلم ما با سه ضلع مثلثی روبه‌رو هستیم (سارق- طلا- طلافروش) که مدام در طول فیلم با ریتم کند در حال جابه‌جایی و تعویض موقعیت‌های تنش‌زای خود هستند. این ریتم کند و تنش حاصل از این جابه‌جایی‌‌های آنی، پارادوکسی برجسته را ایجاب می‌کند که نمود آن را می‌توان در رفتار فرید به وضوح مشاهده کرد که سعی می‌کند بر خود مسلط باشد ولی از شدت هراسیدن مدام در پی فرار از موقعیت قبلی خویش همراه با طلاهاست. همچنین در روند فیلم ما به نوعی با یک «مثلث عشق طلایی» روبه‌رو می‌شویم. از این رو که سارق و طلافروش هر دو در حد جنون به طلا وابسته‌اند و عنصر طلا هم کنشی کاملاً غیرمادی و زنانه در این فیلم پیدا می‌کند. به طور مثال به یاد بیاوریم «طلا» را که نام دختر فرید در فیلم است یا مینا معشوقه دوم فرید که هر وقت به مغازه می‌آید فرید تکه‌ای النگوی طلا به او پیشکش می‌کند، یا مشتری‌مداری طلافروش که مدام با خانم‌هایی که در پی خرید تکه‌ای از زیبایی و طلای گمشده خود هستند سر و کله می‌زند و حتی پیرزنی که تکه‌ای از دندان طلایش را برای فروش نزد طلافروش می‌آورد. از دیگر رویکردهای غریزی که هر موجود زنده در برابر ترس نهان یا آشکاری که با آن مواجه می‌شود انجام می‌دهد اختفا یا مخفی کردن خود در موقعیتی مکانی است که جغرافیای آن آشکارا دیده نشود و حتی رابطه پنهان فرید و مینا (هرچند به صورت کاملاً قانونی است) همگی دال بر بسته بودن شدید جوامع کوچک و روابط تنگاتنگ آدم‌هایی است که در داستان حضور دارند. یکی از موتیف‌هایی که در چرخش‌های سمبلیک خود نقش تعیین‌کننده‌ای در نهاد فیلم بازی می‌کند وسایل نقلیه است که نقش‌های کارکردی و جابه‌جاکنندگی خود را در داستان به منصه ظهور می‌رسانند: ماشین برف‌روبی که در طول داستان سعی می‌کند با عبور خود و پاک کردن جاده پر از برف در بعضی مواقع صورت مساله را پاک کند (نقش دزد در قتل فرید) ماشین فرید و همسر وی که مدام در برف ‌گیر می‌کند، با چرخش‌های سرگیجه‌آور مدام لاستیک‌ها در برف (استعاره از زندگی پرتنش و درگیری‌های زناشویی آنها) و ماشین یا تانکر سوختی که نقش سوخت‌رسانی یا نقش حلقه گم‌شده فیلم است (علت مرگ فرید در لحظه تصادف به دلیل حریق آن ) و در نهایت ارابه مرگی که آرام‌آرام جسد فرید را در ابتدا و انتهای فیلم حمل می‌کند تا او را بدون طلاها و هراس‌ها و دغدغه‌های زندگی‌اش در حفره ابدی خود مدفون سازد و به آرامش رساند.

این نقد در روزنامه شرق مورخ ٣١/۶/٨٩ به چاپ رسیده است(کلیک)

این نقد در روزنامه شرق مورخ ٣١/۶/٨٩ به چاپ رسیده است(کلیک)

/ 40 نظر / 44 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه اختصاری

بعد از مدت ها نبودن اینبار آمده ام تا بیشتر از اینها در کنار هم باشیم... سوغاتی این روزهای دوری آدرسی برای دانلود رایگان مجموعه «یک بحث فمینیستی قبل از پختن سیب زمینی ها»ست منتظرتان هستم با دو تا شعر و کلی خبر و لینک خوب و غم های مشترکمان که هرگز تمام نخواهد شد هرگز...

تهران فیلم

با درود. فروشگاه اینترنتی تهران فیلم با جدیدترین فیلم های روز دنیا و همچنین آرشیوی از فیلم های برتر و کمیاب ایرانی و خارجی در خدمت شماست. http://tehranmovie.shoploger.com

هنگامه اهورا

فرهاد کنج بیستون جان می کند، اما فقط در قلب شیرین تا ابد، پرویز یعنی اتفاق... من عاشقم، تو عاشقی، دیگر تعارف کافی است پشت کلاس درس هم، دیگر توقف کافی است... گفتم اگر نظر به تو خواهر برادری ست شرمنده! آن نگاه برایم عوض شده ست... شما دعوتید به خوانش سه غزل کاملا حسی(غیر تکنیکی و غیر عریانیستی) از جناب استاد آرش آذرپیک-بنیان گذار مکتب ادبی اصالت کلمه"orianism"- شما کدام یک از این سه غزل را می پسندید و برای این انتخاب چه دلیلی دارید؟ با سپاس

رنگ خدا

سلام به من کمک کنید من سعی در برگزاری یک یادواره برای شهیدان در دانشگاه خودم هستم اما...........

ماهنامه تخصصی شعر کندو

همزمان با ميلاد احمد شاملو ماهنامه تخصصي شعر كندو به سردبيري بابك اباذري به صورت اينترنتي منتشر شد. بدينوسيله از شما فرهيخته ي گرامي دعوت مي شود براي خوردن عسل كلمات در كندو و تماشاي نيش خوردن كساني كه شعر ما را بسيار نيش زده اند گوشه اي از مطالب اين شماره ماهنامه تخصصي شعر كندو: - از نگاه سردبير (شعر جشنواره اي - شاعر جشنواره اي) - كارگاه شعر (نقد و بررسي شعري از ليلا كردبچه) -يادگاه (يادي از محمد مختاري و احمد شاملو) -زندگي ديگران (چند شعر از اورهان ولي به ترجمه شادروان شهرام شيدايي) - آينه (گزيده شعر شاعران جوان و آينده دار) -خاله خان باجي (نگاهي طنز گونه و انتقادي به رويدادهاي شعري ايران) - سخنراني آخرين شاعر نوبليست در مراسم اعطاي جايزه نوبل -و... منتظر شما فرهيختگان گرامي هستيم... www.kanduu.blogfa.com با احترام فراوان سردبير ماهنامه تخصصي شعر كندو [گل][بدرود]

سید مجید

موفق باشی زیبا بود همه تن ناله و هجران، همه جا چشمۀ جوشان، چه غم از دیدۀ گریان، اگر آن یار بیاید، دل یاران برباید، دیده از غم بگشاید اگه دوست دارید ادامه این نثر موزون رو ببینید به وبلاگ من بیاید

سارا بهرام زاده

سلام ، عیار 14 رو ندیدم چه خوب که به اینجا اومدم.ممنون از پست خوبتون.

رئیسی

اولين يادواره ادبي «مرزدار بيدار» گراميداشت علامه عسكري در قالب شعر داستان و متن ادبي مهلت ارسال آثار 22 دي ماه 89 براي اطلاعات بيشتر كليك كن

ماهنامه تخصصی شعر کندو

21 هرماه با کندو دومین شماره ماهنامه تخصصی شعر کندو منتشر شد در این شماره می خوانیم: به قلم سردبیر ( پرده برداری از یک شبکه سانسور غیر دولتی) با کمک شما فرهیختگان و صاحبان نقد و نظر در دو کارگاه به نقد و بررسی شعرهایی از آرش شفایی و محرم نجف پور می نشینیم... آینه (گزیده شعر شاعران جوان و با استعداد) نقد و بررسی کتاب‌( جهانی ترین تیتر دنیا سروده ی سینا علی محمدی) زندگی دیگران (گزیده شعر شاعران جهان) یادگاه 1( یک مصاحبه از فروغ به همراه نقدی به قلم خود فروغ و..) یادگاه 2( دو مقاله / ایا نیما براستی پدر شعر است؟ رابطه وزن عروضی و نظام های سیاسی) چشم سوم‌ (یادداشتهای آزاد . شبیه شاعر) معرفی کتاب (پژوهشی در فن شعر ارسطو) معرفی کارگاه های ادبی و... شما فرهیخته گرامی دعوتید به خوردن عسل کلمات و تماشای نیش خوردن مزاحمین شعر امروز ایران با کمال تشکر و احترام روابط عمومی ماهنامه تخصصی شعر کندو [گل][بدرود]